پاتوق ومحافل مطالعاتی و نقش آنها در درونی کردن دمکراسی (بخش دوم و پایانی)
پاتوق ومحافل مطالعاتی و نقش آنها در درونی کردن دمکراسی (بخش دوم و پایانی)
انور عرب
پاتوق و ویژگیهای آن:
تقی آزاد ارمکی نظریه حوزه عمومی هابرماس را مدنظر قرار میدهد و مینویسد: «از نظر او این نوع پاتوقها به عنوان بخشی از حوزه عمومی که در آن افکار عمومی شکل میگیرد است. در این عرصه اساس بر گفت وگو و تعامل است. در پاتوقها امکان تماس آزاد وجود دارد» (آزاد ارمکی،1384ص۲۷) وی معتقد است که هابرماس درباره ساختار پاتوق بر تعامل آزاد و دوری از تقیدات روزانه در فضایی عمومی تاکید میکند. پاتوقها عامل گسترش حوزه عمومی و رشد گفتمان بین افراد و خروج جامعه از فضای تک صدایی بر چندصدایی میشود: «افراد در این نوع جامعه با یک دیالوگ روبه رو نیستند.» (همان،ص۳۴) و دموکراسی اجتماعی را بدون توسعه حوزه عمومی دست نیافتنی میداند. از دیدگاه آزاد ارمکی پاتوق دارای 16ویژگی میباشد که برخی از آنها عبارتند از:
1- كمتر از سه نفر نباشد.
٢- گفتمان درون پاتوق ها دو وجهي نيست، بلكه گفتمان هاي متعدد و متداخل ساختار معنايي آن را معين مي كنند.
٣- رابطه بين افراد انساني و فرهنگي است. خودماني بوده و كمتر رسمي است. كه در آن رابطه مريد و مرادي مقدم بر رابطه عقلاني است.
٤- ورود و خروج افراد به درون پاتوق ها به سادگي صورت نمي گيرد.
٥- شكل كنش كنشگران در پاتوق مبتني بر گفتگو و سنت حاكم بر آن سنت شفاهي است.
٦- در پاتوق سلسله مراتب رهبري وجود ندارد و اغلب افراد در عرض يكديگر قرار دارند. چرا كه در پيوستگي بين افراد درون گروه – پاتوق – دوستانه، آزاد، برابر و ضد ساختار رسمي و صورت گرايانه است.
٧- افراد درون پاتوق حتي اگر از لحاظ علمي و دانش تخصصي از هم متمايز باشند، با اين حال به جهت ساختار افقي و عرضي پاتوق، با يكديگر برابرند.
٨- پاتوق ها منظم تشكيل مي شوند و اغلب بحث هاي خاصي را پي گيري مي كنند.
٩- پاتوق ها توسط افراد تشكيل مي شود. آنها از حد مطلوبي از اقتدار برخوردارند و مباحث مطرح در پاتوق ها با توجه به پيشينه فكري و علائق و تجربه زندگي اين افراد داراي اهميت مي شود.
١٠- سنت فكري توليد شده در درون پاتوق ها در گذر زمان و پس از نشست هاي متعدد و زمان دار داراي اعتبار و منزلت فرهنگي مي شود.
١١- پاتوق ها در آغاز محل خاصي دارند. اين وجهه متمايز پاتوق از مجامع علمي رسمي است. پس از شكل گيري پاتوق ها، محلا و مراكز حضور افراد، شهرت پيدا مي كند. همچون كافه نادري.
١٢- پاتوق ها از طريق پيوستگي به بخش فرهنگي و ادبي و اجتماعي جامعه به زيست خود ادامه مي دهند و امكان تحول مي يابند... (همان،ص ٤٢ و ٤٣).
پاتوق ها در دوره گذار از يك انديشه، فكر و يا يك پارادايم معني پيدا مي كنند، خودجوش و خودانگيخته هستند و با هويت افرادي كه آنها را تشكيل داده اند، گره خورده اند. اگر اين افراد نباشند پاتوق هم معني ندارد. از سويي ديگر توليد و محصولات پاتوق است كه به افراد، فضا و دوره پاتوقي معنا مي دهد. به عبارت ديگر، رابطه ديالكتيكي بين پاتوقها و محتواي پاتوق و افراد حاضر در آن و فضا و مكان و ناظران وجود دارد (همان،ص ٣٠).
ارمكي پاتوق را از مصاديق حوزه عمومي در ايران مي داند، و انواع مكانهايي كه در آنها پاتوق ها امكان شكل گيري دارند را بر مي شمارد: پاركها، سينماها، انجمن هاي ادبي و هنري و اجتماعي، روزنامه ها، قهوه خانه ها، رستورانها، نشست هاي گروهي و اجتماعات فكري (همان،ص ٣٤).
شکل گیری وافول پاتوقها:
ارمکی پنج مرحله برای بررسی فرآیند شکلگیری و افول پاتوقها مدنظر قرار میدهد که در زیر به اختصار بدان میپردازیم:
۱- مرحله تولد: محلی بینام و نشان، که افراد به دور هم جمع میشوند و دیدگاهی انتقادی به وضعیت موجود دارند، افراد خودمانی و پاتوق فاقد محل معین است.
۲- مرحله رشد: «در این مرحله، سنت فکری پاتوقیها به عنوان «شاخص گروه» شکل میگیرد و قابلیت طرح در زمینه اجتماعی را پیدا میکند» (همان،ص۶۹) در حقیقت این مرحله را میتوان مرحله ورود به عرصههای اجتماعی دانست.
۳- مرحله بلوغ: در این مرحله دو وضعیت قابل شناسایی است: الف- سنت فکری شکل گرفته در پاتوق وارد عرصه عمومی جامعه میشود و با توده مردم ارتباط برقرار میکند، ب- زمانی که اندیشه مسلط شکل گرفته در پاتوق وارد حوزه رسمی جامعه گردد و قالب حکومتی و سیاسی به خود گیرد.
۴- مرحله استحاله: عدم استقبال مخاطبین، کنترل رسمی، تسلط دولت و خروج افراد ذینفوذ را میتوان عامل استحاله برشمرد و
۵- مرگ پاتوق ها: که میتواند هم طبیعی باشد و هم غیرطبیعی باشد، برخورد فیزیکی با پاتوقنشینان را میتوان از عوامل جدی در مرگ پاتوق دانست، مرگ مشکوک یکی از افراد پاتوق هم میتواند در روند مرگ یک پاتوق سرنوشتساز باشد(نجاری،1385).
پاتوقها در ایران:
در ايران پاتوق ها پيش از هر چيز نقش توسعه فضاي مدني را دارند. از گذشته تا به حال، زورخانه ها در عصر صفويه، قهوه خانه ها در عصر ناصرالدين شاه، انجمن هاي ادبي و فكري در دوره پهلوي، كافي شاپها و مراكز خريد در جمهوري اسلامي. (همان،ص ٨٤) که در دوره ی پهلوی به ویژه دهه های سی و چهل به دلیل فضای نسبتاَ بازسیاسی پاتوق ها به میزان زیادی افزایش پیدا کرد که می توان به کافه فیروز، کافه فردوسی،کافه ریویرا،و قدیمیترینشان کافه نادری اشاره کرد که محلی برای جمع شدن افرادی همچون آل احمد،شاملو، فروغ، براهنی،رویایی و... که نقس بسزایی در جریانات روشنفکری و ادبی ایران داشته اند .
پاتوق در کردستان:
بر خلاف نقش و کارکرد پاتوقها، بالاخص قهوهخانهها، در ایران، متاسفانه در کردستان با وجود کثرت قهوخانهها، آنچنان که باید و شاید نتوانسته ایجاد بستری نماید برای تبادل افکار و اندیشهها و تولد فضایی آزاد جهت نقد و پی گیری مباحثی خاص دراین حوزه. از قهوهخانههایی که در کردستان به گونهایی نقش پاتوق را ایفا کردهاند می توان به قهوهخانهی (مچکۆ) در اربیل و (شعب) در سلیمانیه اشاره کرد که محلی برای جمع شدن نویسندگان و روشنفکران و هنرمندان کرد بوده و در آثار تعدادی از نویسندگان کرد نشانی از آنان را میتوان یافت. در سالهای اخیر نیز انجمنهای ادبی کردی نیز چنین نقشی را هر چند ضعیف به عهده گرفتهاند که در این مقال نمی گنجد.
محفلهای مطالعه و نقش آنها در درونی کردن دمکراسی:
محفلهای مطالعه نیز بخشی از حوزه ی عمومی هابرماس را تشکیل می دهند که در بیرون دولت توسط جنبشهای اجتماعی، که در آغاز با فرهنگ مسلط و ساختارهای قدرت در تضاد بودند شکل و گسترش یافت. برنامه کار محفلها از سوی شرکت کنندگان آن شکل می گیرد. آنها در این معنا خودگردان هستند و از هیچ گونه سلسله مراتبی تابعیت نمی کنند، این یک دمکراسی مستقیم و مشارکتی است.
مفهوم دمکراسی مشارکتی ریشه در برداشت کهن از دمکراسی دارد. در دمکراسیهای یونان باستان، علی رغم حذف زنان و بردگان، شاهد گونه ای دمکراسی مشارکتی هستیم. آن دمکراسی حکومتی بود که بنیان آن در میدان شهر(آگورا) قرار داشت، جایی که امور مشترک، بدون وجود نظامی مبتنی بر نمایندگان مورد بحث و تصمیم گیری قرار می گرفت. آنچه را که در آگوارا اتفاق می افتاد می توان سرمشق دمکراسی ای دانست با گفتمانی عمومی که مستقیماَ به تصمیم گیری مرتبط بود. مفهوم مکراسی مشارکتی بار دیگر در دهه 1960 زنده شد. در آن زمان سرسخت ترین رقبای دمکراسی مشارکتی از استعاره بازار برای بیان نگرش خویش استفاده کردند؛ در نگاه آنان دمکراسی نظامی بود که در آن نخبگان گوناگون برای کسب آرای مردم با یکدیگر به رقابت می پرداختند. تا جایی که به محفلهای مطالعه و نقش آنها در دمکراسی باز می گردد، برداشتی از دمکراسی، ورای رقابت نخبگان مورد نیاز است. یکی از موضوعات بنیادی، رابطه بین مشارکت محلی در مقیاس کوچک و ساختارهای گسترده تر است. پس از دوران باستان شاهد تبدیل دولت شهرها به ملتها بوده ایم، و ضعف دمکراسی در این دوران با جهانی شدن اقتصاد و فرهنگ مرتبط است.
زمانی که اسکار اولسون«پدر محفلهای مطالعه»، شعار«خود-آموزی» را به میان کشید، آموزش مورد نظر وی از طریق فعالیتهای مطالعاتی در درون جنبشهای مردمی بود. در دوران ما، می باید معنای ضمنی این ایده مورد نظر قرار گیرد، بدان منظور که محفلهای مطالعه به طور بنیادی برای مردم و تحت حاکمیت آنان باشند. یکی از راههای بدیهی برای پیشبرد این هدف ترویج محفلهایی است که برای امر مذکور استعداد بیشتری دارند؛ یعنی محفلهایی مرکب از گروهی معین که در یک رشته محافل شرکت می کنند. راه دیگر، که می توان از این هم مفیدتر باشد، آن است که درباره راههای تقویت تأثیر گذاری شرکت کنندگان در محفل مطالعه به گونه ای خلاق تصمیم گیری شود (حقیقی راد،1381).
منابع:
1- مارکس، کارل-اتحادیه کمونیستها مارکس و انگلس جنبش کارگری 1853-1848-نشر نسیم -1377
2-وبر،ماکس-شهر در گذر زمان-نشر شرکت سهامی انتشار-1384
3-هابر ماس،یورگن-دگرگونی ساختاری حوزه عمومی-ترجمه جمال محمدی-نشر افکار-1384
4- آزاد ارمکی، تقی-پاتوق و مدرنیته ایرانی-نشر لوح فکر- 1384
5-حقیقی راد،منوچهر-محفلهای مطالعه و دمکراسی در سوئد، فصلنامه فلسفی ارغنون شماره 20- 1381
6-سعادت،اسفندیار-مدیریت منابع انسانی-انتشارات سمت-1386
7- نوذری، حسینعلی-بازخوانی هابرماس-نشر چشمه-1381
8-نجاری،محمد-روزنامه شرق-شماره752-16/2/1385
9- پولادی،کمال-تاریخ اندیشه سیاسی در غرب،قرن بیستم-نشر مرکز-1386








کۆمێنتهکان (1 کۆمێنتهکانی پێشوو):
ئەگە بۆ خۆت وەك بەرەی نوێ شتێكی تازەت پێیە بفەرموو ئەگینا كاكە كارت بە وانە نەدابێ چییان گووتووە و چیان كردووە ئێستا دەبێ چ بكەین پرسیار ئەمەیە؟!
کۆمـینت بنوسه